Linux

linux & IT …

بالا آوردن ویندوز سون نصب شده روی هارد در لینوکس


قبلا در یک پست در مورد اینکه چطور می‌شه ویندوز اکس‌پی رو در اوبونتو بالا اورد، نوشته بودم. اما الان قصدمون اینه که ویندوز سون رو داخل لینوکس بالا بیاریم. مهم  نیست که اوبونتو هستید یا فدورا. حتی از داخل اسنو لئوپارد اپل،  ویندوز و  لینوکس رو می‌شه بوت کرد:) و البته با نسخه جدید ویرچال باکس باید بشه که از داخل لینوکس، اسنو رو بوت کرد. و در همه موارد روش تقریبا یکسان است.

ابتدا از داخل مخزن نسخه اپن سورس ویرچال باکس به اسم VirtualBox OSE رو نصب می‌کنیم.

حالا توی ترمینال دو تا دستورزیر رو بزنید و خلاص:دی

sudo usermod -a -G disk navid

VBoxManage internalcommands createrawvmdk -filename /home/navid/Documents/Windows7.vmdk -rawdisk /dev/sda -register

در مورد این دو تا دستور اگه بخوام یه خورده توضیح بدم باید از خط دوم شروع کنم و اون اینکه برای اجرای دستور نیازی به مجوز روت (sudo) نداریم چون دستور اول رو اجرا کردید :)) در دستور اول کاربر(که خود شما باشید) عضو گروه disk می‌شه و از اختیارات گروه disk برخوردار خواهد شد. navid نام کاربری محسوب می‌شه که باید تغییر بدید. برای اینکه بدونید گروه disk کارش چیه، کافیه ls -la رو در پوشه dev اجرا کنید.
گروه disk   به sda دسترسی داره و می‌تونه اونا رو بخونه و تغییرات مورد نظر رو اعمال کنه.  برای همین عضو این گروه می‌شیم .

با اجرای دستور دوم یه فایل کوچولو به اسم Windows7.vmdk در پوشه داکیومنت ایجاد می‌شه که موقع ساخت OS در ویرچال باکس، بهش احتیاج پیدا می‌کنید. نکته دیگه اون sda هست. نیازی به معرفی پارتیشن به صورت جزئی نیست. کافیه هاردی که ویندوز روش نصبه رو بهش بدید.

از خروجی دستور دوم، به راحتی می‌شه فهمید که کار درست انجام شده یا نه…

Sun VirtualBox Command Line Management Interface Version 3.1.6_OSE
(C) 2005-2010 Sun Microsystems, Inc.
All rights reserved.

RAW host disk access VMDK file /home/navid/Documents/mac.vmdk created successfully.

بعد هم برنامه ویرچال باکس رو اجرا می‌کنید. Ctrl+d رو بزنید. در اینجا باید اون فایل کوچولو به برنامه معرفی شه. کافیه روی + کلیک کنید و مسیر رو بدید. فقط موقع ساخت OS این نکات رو توجه کنید. گزینه‌های IO APIC و VT-x/AMD-V هر دو تیکش خورده باشه. و موقع اختصاص فضا، هم کافیه اون فایل کوچولو رو معرفی کنید:)

وقتی سیستم بالا بیاد، اول گراب رو خواهید دید. مراقب باشید از خود لینوکس وارد لینوکس نشید! که براتون مشکل ساز میشه:)) وقتی وارد ویندوز سون بشید، با صفحه مرگ روبه رو خواهید شد. برای حل مشکل  فایل زیر رو بگیرید. وارد ویندوز سون به صورت حقیقی بشید. اول از رجیستری ویندوز سون بک‌اب بگیرید ( regedit در  run و بعد هم export) . فایل رو از حالت فشرده خارج کنید. اول روی فایل batch کلیک کنید. بعد هم روی فایل رجیستری. کارمون با ویندوز سون تمومه:)) حالا وارد لینوکس بشید و ویندوز سون رو بوت کنید.

MERGE IDE

گراب دو در ویرچال باکس

حالا همین کار رو در مک می شه انجام داد و لینوکس و ویندوز رو از اونجا بوت کرد. منتها باید یه تغییر کوچیک به اون دو تا خط بدیم:دی

sudo chmod 777 /dev/disk0
VBoxManage internalcommands createrawvmdk -filename /Users/erghezi/Documents/linuxmint.vmdk -rawdisk /dev/disk0 -register

از شما چه پنهون، هر کاری کردم نتونستم عضو گروهی تو مک بشم:)) معلوم نیست این اپل چه بلایی سر یونیکس اورده:دی نتیجه اینکه  هر چی مجوز بود به  disk0 دادم. دومین تغییر همین تغییر اسم هست. sda اینجا شده disk0. دومین دستور هم دقیقا مشابه لینوکسی هست.

آخر سر هم مزایا و معایب این طرح رو بگم…
اولین مزیت اینه که میشه از داخل یه سیستم عامل، به اون یکی دسترسی پیدا کرد :دی من توی لینوکس هستم. فتوشاپ رو دانلود می‌کنم. ویندوز رو بالا می‌یارم . فتوشاپ رو نصب و اجرا کنم 🙂 می‌تونم برای اینکه از تمام قدرت سیستم استفاده کنم، وارد ویندوز مث آدمیزاد بشم.

دومین مزیت برای کسایی هست که دو هارده هستن. مک در سیستم من روی یک هارد نصب هست. لینوکس و ویندوز روی هارد دیگه. من از تو مک، لینوکس رو بوت می کنم. لینوکس با حداکثر سرعت بالا می‌یاد :دی اصلا افت سرعتی ندارم. ولی اگر لینوکس رو به صورت مجازی رو مک نصب می‌کردم،‌ هارد بیچاره هم باید خود مک رو بالا می‌یورد و هم لینوکس رو… یه جورایی آدم رو یاد رید می‌ندازه:دی

اما عیب هم یکی بیشتر نیست و اون قاطی پاتی شدن درایورا:دی من رو لینوکس درایور انویدیا نصب کردم. حالا با ویرچال باکس که بالا می‌یاد، باید درایور ویرچال باکس رو نصب کنم. و این یعنی قاطی پاتی شدن:دی برای ویندوزم این مورد صدق می‌کنه و  داخل ویندوز صدا ندارم 😐


فیل‌ترینگ سراسری وردپرس بندهای زیر از قانون اساسی را نقض می‌کند.

اصل۲۳- تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمی‌توان به صرف داشتن عقيده‌ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.

(آیا جز اینه که وردپرس محلی برای ابراز عقاید آدمای مختلفه؟)

اصل۲۵- بازرسی و نرساندن نامه‌ها، ضبط و فاش كردن مكالمات تلفنی‏، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آن‌ها، استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع است مگر به حكم قانون.
(فیل‌ترینگ وردپرس، سانسور حساب نمی‌شه؟)


این کلاه برای این هست که شما دوست عزیز از آخرین مطالب وبلاگ مطلع شوید.
کافیه روی کلاه راست کلیک کنید و فید وبلاگ را به حافظه بسپارید. برای اینکار:
در فایرفاکس و کروم روی گزینه copy link location کلیک نمایید تا آدرس به حافظه سپرده شود.
در IE روی گزینه properties کلیک کنید. از قسمت Address می‌توانید آدرس فید را به حافظه بسپارید.
وارد گوگل ریدر شوید. حرف A از روی کیبرد را بزنید.
فید وبلاگ را پیست کنید.

فید وبلاگ آی لینوکس

Advertisements

22 پاسخ به “بالا آوردن ویندوز سون نصب شده روی هارد در لینوکس

  1. علی 2010/06/20 در 5:24 ق.ظ.

    ممنون از پست خوبت. یه سوال داشتم و اونم اینکه این تنظیمات GRUB تون رو توضیح بدین. خیلی خوشگله ! 😀

  2. بهزاد 2010/06/20 در 9:48 ب.ظ.

    این برای ویندوز vista هم کار می کنه؟

    • navid 2010/06/20 در 10:25 ب.ظ.

      احتمال ۹۰ درصد بله:) ولی وقتی سون اومده چرا ویستا؟ به خصوص که منابع سیستم رو کمتر اشغال میکنه

  3. بهزاد 2010/06/22 در 11:09 ب.ظ.

    می تونی یک خورده توضیح بدی که فایل batch و رجیستری چه کار می کنند و چرا بدونه انجام این مرحله ویندوز بالا نمی أد و خطا می ده؟!

  4. navid 2010/06/23 در 3:48 ب.ظ.

    به صورت دقیق که نمی‌دونم می‌یاد و چی رو به چی تغییر می ده:)

    اما کارش حداقل برام مشخصه. ویندوز سون رو وقتی شما روی سخت افزار خاصی نصب میکنی. اون ویندوز برای اون سخت افزار دیگه کار میکنه. مثلا شما درایور انویدیا دارید. با کارت صوتی که چیپست خاص خودش رو داره و همینطور مودم مخصوصی که حتما درایور مخصوص به خودش رو داره. همینطور هست بالا اومدن هارد. یعنی وقتی ویندوز سون بالا می‌ياد، برای هاردی که شما دارید هم درایور مخصوصی داره. برای این موضوع کافیه برید قسمتی که درایور ها رو نشون می‌ده، یه نگاه کوچیک بندازید. حتما اسم دقیق هارد خودتون رو خواهید دید.

    حالا وقتی ویندوز سون رو با ویرچال باکس بالا می يارید، از دید ویندوز سون همه مشخصات سخت‌افزاری تغییر پیدا میکنه:)

    دیگه کارت گرافیک انویدیا معنا نداره. یا همینطور کارت صوتی! حتی درایور مودم شما هم معنا نداره و اینترنت از سیستم عامل میزبان به میهمان شیر میشه:)

    حالا اون رجیستری و اون فایل بچ کاری میکنه که ویندوز سون، با ویرچال باکس و اون سخت افزار جدید هم کار کنه:)

  5. رضا 2010/06/24 در 8:59 ب.ظ.

    ممنون ولی نمیدونم چرا کار نمیکنه.
    صفحه آبی نمیاد ولی وقتی ویندوز رو انتخاب میکنم صفحه setup ins loading files میاد و بعدش رستارت میشه سیستم بدون ضفحه آبی.
    اون دو تا فایل رو تو سون اجرا کردم ولی فرقی نکرد.
    از کجا میتونم نگاه کنم چه خطایی میده که سیستم رستارت میشه؟

    • navid 2010/06/24 در 9:10 ب.ظ.

      ای داد:|

      خیلی عجیبه. من فقط همین دو فایل رو اجرا کردم…

      به ویندوزم در این حد که علت ریست شدن رو پیدا کنیم، وارد نیستم:(

      ممکنه تو ویرچال باکس، سیستم عامل رو درست تنظیم نکرده باشید؟ مثلا ویندوز ۶۴ بیتی باشه، تو ویرچال باکس، ۳۲ بیتی ساخته باشید.

      بعد اون دو تا فایل رو یه بار دیگه هم تست بزن. شاید فرجی حاصل شد.

    • رضا 2010/06/24 در 10:01 ب.ظ.

      :)))))))))
      چند ماهه تو ویندوز نرفتم یادم رفته بود چند بیتی هست:دی
      البته مجبور شدم برم توی بایاس هم VT-x/AMD- v رو فعال کنم بعشد درست شد ممنون

  6. navid 2010/06/24 در 10:49 ب.ظ.

    ایوول . خوشحالم کردی شدید:))

    حالا یه چیزی بگم.

    فک کنم بشه ویندوز واقعی، روی هاردم نصب کرد:))

    بعد نتیجه میشه یه ویندوزی که با ویرچال باکس و با درایورای مخصوص به اون حسابی کار میکنه.

    البته بیشتر برای کسایی خوبه که هنوز از ویندوز دل نکندن و یه جورایی بهش محتاجن و از اون مهمتر پردازشگر قوی هم باید داشته باشن:دی

  7. sepehrnoush 2010/06/28 در 6:05 ب.ظ.

    ویندوز لینوکس یا هر سیستم عامل دیگه‌ای رو می‌شه این‌طوری توی virtualbox نصب کرد.
    اتفاقاً از نظر کارایی و سرعت به مراتب بهتر از اینه که سیستم عامل مهمان رو توی یه فایل نصب کنیم. منتها چون در این حالت مستقیماً داره با هارد کار می‌کنه، اگه طرف زیاد ندونه داره چه کار می‌کنه یه هو دیدی زد همه چی رو خراب کرد.

    • navid 2010/06/28 در 10:21 ب.ظ.

      من فقط یه مشکل کوچیک دارم که یه خورده کارایی رو پایین می یاره…

      وقتی ویندوز بالا می‌یاد درایور انویدیا قبلا نصب شده هست. حالا درایور ویرچال باکس کاملا باهاش تداخل داره:|

      برای لینوکس که وضعیت بدتره و اصلا لینوکس وارد محیط گرافیکی نمی‌شه…

      اگه راهی بود که میشد چند تا پروفایل سخت افزاری ساخت که موقع بالا اومدن سیستم انتخاب کنیم. یه چی مثل گراب. مثلا یه پروفایل برای درایور انویدیا.. یه پروفایل برای درایور ویرچال باکس…

      اینطوری هر موقع با ویرچال باکس بالا اومدیم، می‌تونستیم پروفایل ویرچال باکس رو انتخاب کنیم:|

  8. sepehrnoush 2010/06/28 در 6:38 ب.ظ.

    یه چیز هم راجع به آخرهای مطلب بگم:
    شما موقعی که داشتید هارد دیسک واقعی‌تون رو به صورت مجازی به virtualbox معرفی می‌کردید. بهش گفته‌اید که یه هارد از نوع IDE دارید در صورتی که هارد واقعی شما SATA هست. اگرهارد کسی IDE باشه می‌تونه بدون طی کردن مرحلهٔ آخر ویندوزش رو بالا بیاره.
    اما حالا که هارد شما sata هست می‌تونید اون رو به همون صورت sata به virtualbox معرفی کنید تا شما هم نیازی نداشته باشید که اون مرحلهٔ اخر رو انجام بدید.)اون مرحلهٔ آخر فقط درایورهای هاردهای ide رو به سیستم شما اضافه می‌کنه و هیچ کاری به باقی سخت افزارهای سیستم اعم از صدا، گرافیک و غیره… نداره(

    – برید توی virtualbox روی ماشین مجازی‌ای که ساختید کلیک کنید و بعد setting رو بزنید.
    حالا برید تو بخش storage. اگر دقت کنید باید حداقل یک ide controller در این بخش ببینید که ممکنه چند تا زیر مجموعه داشته باشه.)برای شما احتمالاً یک cd-rom درایو و یک عدد هم هارد درایو که همون هارد واقعی‌تون هست(
    شما باید هارد خودتون رو انتخاب کنید و با استفاده از دکمه remoe attachment که برای حذف کردن دیوایس‌های متصل به این کنترلر هست، هاردتون رو حذف کنید. )بلایی سر هارد واقعی نمی‌آد. فقط از تو لیست حذف می‌شه(
    حالا با استفاده از دکمه add controller که برای اضافه کردن یک کنترلر جدید هست یک sata controller به سیستم مجازی خودتون اضافه می‌کنید.)در صورتی که هارد واقعی شما از نوع اسکازی باشه که مطمئنم نیست، باید scsi controller به سیستم مجازی‌تون اضافه کنید(
    بعد از اضافه شدن این کنترلر به سیستم مجازی کافیه روی بخش جدید که به اسم sata controller اضافه شده کلیک کنید و این بار روی دکمه add attachment بزنید تا هارد شما به این بخش اضافه بشه. )اگر چند تا هارد قبلاً توی virtual media manager اضافه کرده باشید ممکنه یه هارد دیگه به جای این هارد که مد نظر شماست اضافه بشه که در این‌صورت کافیه هارد جدیداً اضافه شده رو انتخاب کنید و بعد از سمت راست بالا، جلوی عنوان Hard Disk هارد مورد نظر خودتون رو انتخاب کنید(

    اینم عکس کمکی:

    • navid 2010/06/28 در 10:16 ب.ظ.

      کمک خیلی بزرگی کردی دوست عزیز..

      این پست رو سر اولین فرصت آپدیت میکنم:)

      بعد یه چیز دیگه من بگم:) فک کنم داری از مرورگر کروم استفاده میکنی. هر چی پرانتز نوشتی چپکی تو مرورگرای دیگه نشون داده می‌شه:دی

  9. sepehrnoush 2010/06/29 در 12:33 ق.ظ.

    خاک بر سرت کروم. ویندوز این‌طوری آبروی من‌رو نبرد که تو می‌بری. 😉

    برای مشکل درایورها توی ویندوز تا اون‌جایی که من اطلاع دارم از ویستا به بعد hardware profile رو به منظور جلوگیری از همین قبیل اقدامات حذف کرده‌اند، تا برای هر سیستم‌تون یه لایسنس جداگانه بخرید. اما در مورد لینوکس تنها چیزی که مشکل ایجاد می‌کنه تنظیمات کارت گرافیک هست. می‌تونید 2 تا فایل xorg.conf با دو تا تنظیم مختلف درست کنید و هر بار سیستم رو به صورت fail safe بالا بیارید و بعد یکی از این دو تا رو استفاده کنید. من خودم دو تا سیستم کاملاً متفاوت تو محل کار و خونه داشتم و یه مدتی رو هر دوشون با همین روش فقط از یه لینوکس استفاده می‌کردم.
    یه کار دیگه هم می‌تونید بکنید. اونم اینه که کلاً سیستم روی runlevel 3 تنظیم بشه تا در حالت متنی بالا بیاد و در نهایت یه اسکریپت اجرا بشه با یه دونه if ساده که تو پوشهٔ dev دنبال فایل کارت گرافیک nvidea بگرده اگر پیداش کرد xorg.conf1 رو کپی کنه جای xorg.conf اگر نه xorg.conf2 رو کپی کنه. در نهایت هم startx کنه. این‌جوری دیگه کاملاً اتوماتیک می‌شه و نیازی به انتخاب گزینه‌ای تو گراب نیست. البته یه کم هم کثیف کاری می‌شه. نمی‌دونم شاید گوگل راه‌های تمیزتری بلد باشه. 🙂

    • navid 2010/06/29 در 1:01 ق.ظ.

      خاک بر سر مایکروسافت که قابلیت به این خوبی رو حذف کرد 😀

      خودتم دست کمی از گوگل نداریا:)) همینطوری لطف داری، ایده پشت ایده:دی

      بعد امتحانا، حتما می‌رم سر وقت عملی کردنشون 😉

    • sepehrnoush 2010/06/29 در 1:46 ق.ظ.

      حالا که دقت می‌کنم می‌بینم وسط بازی برزیل-شیلی پرت و پلا نوشتم.
      فقط کافیه اسکریپت توی runlevel 3 اجرا بشه و فایل xorg.conf رو جایگزین کنه. مثل همه اسکریپت‌های دیگه‌ای که تو این مرحله اجرا می‌شن. سیستم خودش وقتی وارد runlevel 5 شد x رو اجرا می‌کنه به همراه باقی اسکریپت‌های لازم. کثیف کاری هم نمی‌شه.

      پ.ن: ببینم وسط جام جهانی مگه درس هم می‌شه خوند؟!؟!

  10. navid 2010/06/29 در 2:31 ق.ظ.

    منم حالا که فک میکنم. می‌بینم اصلا درس و بوسیدم گذاشتم کنار‌:دی

  11. esiso 2010/07/11 در 10:48 ق.ظ.

    سلام خسته نباشید خوب وبی دارید من یه کمک می خوام برای نصب squid در ابونتو لطفا کمک کنید

    • navid 2010/07/11 در 12:11 ب.ظ.

      سلام

      با اسکوئید کار نکردم:)

      بهتره این جور سوالات رو انجمن اوبونتو بپرسی و البته قبلش از گوگل استفاده کنی.

      حتما جواب رو پیدا میکنی…

  12. محمد 2010/09/05 در 3:04 ب.ظ.

    سلام من ای کارا رو میکنم ولی این error تو خط فرمان میاد چی کار کنم ؟
    ERROR: VMDK: could not create new file ‹/home/m/documents/Windows7.vmdk›
    Error code VERR_FILE_NOT_FOUND at /home/vbox/vbox-3.2.8/src/VBox/Devices/Storage/VmdkHDDCore.cpp(3479) in function int vmdkCreateRawImage(VMDKIMAGE*, VBOXHDDRAW*, uint64_t)
    Error while creating the raw disk VMDK: VERR_FILE_NOT_FOUND
    The raw disk vmdk file was not created

  13. هادی 2010/11/20 در 11:01 ق.ظ.

    چرا به فکر خودم نرسیده بود؟
    خیلی کار جالبی بود فکر کنم خیلی از مشکلات منو حل کنه گفتم فقط تشکر کرده باشم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: